اخبار:
|
|
|
| نوشته شده توسط حاتم حسینی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دوشنبه ، 11 مهر 1390 ، 05:47 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بررسی تطبیقی گذار باروري و سالخوردگي جمعيّت در چهار كشور منتخب خاورميانه و آفريقاي شمالي چكيده در طول چهار دههي گذشته، تغييرات باروري در منطقهي خاورميانه و آفريقاي شمالي چشمگير بوده است. امروزه گذار جمعيّتشناختي ويژگي مسلّط تمام كشورهاي منطقه است. با اينحال، هر كشوري در مرحلهي متفاوتي از گذار است. سالخوردگي جمعيّت، تغيير ساختار سنّي و جنسي و زنانهشدن جمعيّت سالمند از پيامدهاي گريزناپذير اين پويايي جمعيّتشناختي است. هدف از اين مقاله بررسي تطبيقي زمانبندي گذار باروري، آهنگ كاهش باروري در طول دورهي گذار، روندهاي آيندهي باروري، آثار و پيامدهاي باروري پايين در چهار كشور ايران، امارات عربي متّحده، تركيه و تونس است. دورهي زماني بررسي از 1950 تا 2050 ميباشد. دادههاي اين بررسي از برآوردهاي اخير بخش جمعيّت سازمان ملل متّحد اقتباس شده است. نتايج از تفاوت در تجربهي باروري كشورها در طول 60 سال گذشته حكايت دارد. زمانبندي گذار باروري و آهنگ كاهش باروري در طول دورهي گذار متفاوت و تجربهي باروري در سطح يا زير سطح جايگزيني منطبق با زمانبندي گذار باروري در كشورهاي موردبررسي نيست. بر اساس نتايج بهدستآمده، اگرچه زمانبندي گذار از جواني به سالخوردگي در كشورهاي موردبررسي متفاوت است، امّا سالخوردگي جمعيّت در اين كشورها پديدهي مسلّط در نيمهي قرن 21 خواهد بود، نتايج همچنين از تغيير ساختار سنّي و زنانهشدن جمعيّت سالمند حكايت دارد. با توجّه به زمانبر بودن فرآيندهاي سياستگذاري براي سالمندان و نيز نيازهاي درحالتغيير افراد سالمند، اتّخاذ يك سياست جامع جمعيّتي بهمنظور رويارويي با پيامدهاي باروري پايين و سالخوردگي جمعيّت در كشورهاي موردبررسي ضروري مينمايد. مقدّمه از سالهاي نيمهي دوّم قرن بيستم به اين سو توجّه زيادي به سطوح و روندهاي باروري در جمعيّتهاي انساني صورت گرفته است. اين توجّه فزاينده ناشي از اهميّت باروري و پيامدهاي دامنهدار تغييرات آن ميباشد. سطح باروري از عناصر اصلي تعيينكنندهي تغييرات جمعيّت است. رفتار توليدمثل در بسياري از كشورهاي درحالتوسعه در طول چهار دههي گذشته به سرعت تغيير كرده است (بونگارتز[1] 2002). تغييرات باروري در منطقهي خاورميانه و آفريقاي شمالي[2] نيز چشمگير بوده است. كاهش باروري پديدهاي فراگير در اكثر كشورهاي منطقه است (حسيني و حقشناس 2009). خاورميانه و آفريقاي شمالي يكي از خاستگاههاي تمدّن و فرهنگ شهري است. سه دين عمدهي دنيا (اسلام، مسيحيّت و يهوديّت) ريشه در اين منطقه دارند. امروزه گذار جمعيّتشناختي[3] به ويژگي مسلّط تمام كشورهاي منطقه تبديل شده است. با اينحال، هر كشوري در مرحلهي متفاوتي از گذار جمعيّتشناختي قرار دارد. سالخوردگي جمعيّت[4]، تغيير ساختار سنّي جمعيّت و زنانهشدن جمعيّت سالمند[5] از پيامدهاي گريزناپذير اين پويايي جمعيّتشناختي است. با گسترش و استمرار كاهش باروري در بيشتر كشورهاي منطقه، امروزه مباحث مرتبط با روندهاي آيندهي باروري بيشتر بر پيامدهاي باروري پايين متمركز است. استمرار كاهش باروري و تجربهي باروري در سطح پايين سبب خواهد شد تا كودكان كمتري متولّد شوند و بهطور فزايندهاي شمار زيادي از افراد بزرگسال به گروههاي سنّي بالاتر منتقل شوند. سالخوردگي جمعيّت يكي از وقايع جمعيّتشناختي مهم در طول قرن 21 خواهد بود. اين پديده اگرچه ابتدا توسّط كشورهاي توسعهيافته تجربه شد، امّا تجربهي گذار باروري در بسياري از كشورهاي كمتر توسعهيافته از جمله كشورهاي خاورميانه و آفريقاي شمالي سبب شده است تا بررسي پيامدهاي گريزناپذير اين پديده بيشتر از پيش در كانون تحقيقات جمعيّتشناختي قرار بگيرد (گوباجو[6] و موريكي دوراند[7] 2003، گوباجو 2008، كالدول[8] و كالدول 2003، پراچوابمو[9] و ميترانن[10] 2003، چينگ لونگ[11] 2003). با توجّه به همگرايي كشورهاي اسلامي با سطوح و روندهاي جهاني باروري (حسيني و حقشناس 2009)، پيشبيني ميشود در آينده تمام كشورها با پديدهي سالخوردگي جمعيّت مواجه شوند، اگرچه ممكن است شدّت اين پديده و زمانبندي آن در كشورهاي مختلف متفاوت باشد. بيترديد، كشورهايي كه زودتر در وضعيّت گذار باروري قرار گرفته و به تجربهي باروري در سطح يا زير سطح جايگزيني پرداختهاند، زودتر از بقيّهي كشورها در معرض آثار و پيامدهاي ناشي از گذار به باروري در سطح پايين قرار خواهند گرفت. گذار در ساختار سنّي در اثر سالخوردگي جمعيّت تأثير عميقي بر طيفي از شرايط اقتصادي ـ اجتماعي و سياسي خواهد گذاشت. از آنجا كه اين تأثير خود تحت تأثير سرعت رُخداد اين پديده است، توجّه به درجه و نيز آهنگ تغييرات در ساختار سنّي مهم مينمايد. تغييرات در تركيب سنّي ميتواند تأثير تعيينكنندهاي بر ساختارهاي اقتصادي ـ اجتماعي و سياسي جامعه بگذارد. هنگامي كه نسبت افراد سالمند در كلّ جمعيّت در يك دورهي زماني كوتاه به طرز چشمگيري افزايش مييابد، نهادهاي اقتصادي ـ اجتماعي به سختي ميتوانند خود را با ساختار جديد انطباق دهند. افزايش نسبت افراد سالمند ناگزير اهميّت نسبي بخشهاي ديگر را تحت تأثير قرار خواهد داد. فرمولبندي و اجراي سياستهاي مرتبط با سالخوردگي جمعيّت يكي از وظايف دولتها در هر منطقهاي از زيستكره است كه بايستي بر مبناي نيازها و هدفهاي ملّي مشخّص صورت بگيرد. فرهنگها در تفسير فرآيندهاي سالخوردگي و نوع نگاهشان به افراد سالمند متفاوت هستند. در فرهنگهايي كه افراد سالمند به عنوان گنجينهي آموزههاي ديني و باورداشتها درنظر گرفته ميشوند، احتمال اينكه موقعيّت اجتماعي آنها حفظ شود بيشتر است. در مقابل، فرهنگهايي كه درك منفي از سالخوردگي دارند، افراد سالمند ممكن است بيشتر منزوي شوند. ويژگي مشترك كشورهاي خاورميانه و آفريقاي شمالي اعتقاد اكثريّت ساكنين آنها به دين اسلام است. اگرچه تمايل بر اين است تا دنياي اسلام را به عنوان ملّتي واحد با ويژگيهاي اقتصادي ـ اجتماعي و فرهنگي مشابه تعريف كنند، امّا واقعيّت اين است كه اين كشورها يك مجموعهي همگن از نظر فرهنگي و زباني (رودي[12] 1988) و اقتصادي ـ اجتماعي (جونز[13] 2006، عبّاسي شوازي و جونز 2001) را تشكيل نميدهند. بر اساس گزارش بانك جهاني در سال 1990، 21 درصد جمعيّت خاورميانه و آفريقاي شمالي روزانه كمتر از 2 دلار ايالات متّحده درآمد داشتهاند. نسبت افراد فقير در طول زمان افزايش نشان ميدهد، بهطوري كه اين نسبت در سال 2002 به 23 درصد رسيده است (رودي ـ فهيمي و آشفورد 2005: 1). گذشته از مشخّصههاي اقتصادي و اجتماعي، ساختار فرهنگي پيچيدهي كشورهاي منطقه ضرورت بررسي گذار به باروري پايين و سالخوردگي جمعيّت را اجتنابناپذير ميسازد. اين كشورها از نظر ترجيحات جنسيّتي متفاوت از هم هستند. بنابراين، جنسيّت و جنبههاي فرهنگي سالخوردگي اهميّت زيادي در كشورهاي منطقه خواهد داشت. تفاوتهاي جنسي در افزايش اميد زندگي به زنانهشدن جمعيّت سالمند منجر خواهد شد. چو[14] بر اين باور است كه در نتيجهي تبعيض جنسيّتي كه در بسياري از جوامع پدرسالار آسيا وجود دارد، زنان سالمند اغلب از نظر اقتصادي و اجتماعي محروم هستند (سازمان ملل 2009). صاحبنظران بر اين باورند كه پيشرفت منطقهي خاورميانه و آفريقاي شمالي مستلزم ايفاي نقش حياتي زنان در اقتصاد و جامعه است. با اين وجود، زنان هنوز با پديدهي تبعيض جنسي دست به گريبان هستند. پديدهاي كه عليرغم بهبود موقعيّت تحصيلي و بهداشتي زنان، مانع از قوّه به فعل درآمدن تواناييهاي آنها ميشود. مقدّم و رودي ـ فهيمي (2005: 1) استدلال ميكنند كه نابرابريهاي جنسيّتي شديد در منطقهي خاورميانه و آفريقاي شمالي مانعي جدّي بر سر راه پيشرفت اقتصادي و توسعهي انساني خواهد بود. از نظر جمعيّتشناختي نيز تفاوتهاي آشكاري ميان كشورهاي خاورميانه و آفريقاي شمالي از نظر تجربهي گذار باروري و زمانبندي ورود به دورهي گذار، ميزان كاهش باروري در طول دورهي گذار، تجربهي باروري در سطح يا زير سطح جايگزيني و در نهايت همگرايي با سطوح و روندهاي جهاني باروري وجود دارد. هدف از اين مقاله بررسي تطبيقي تغييرات در سطوح و روندهاي باروري در چهار كشور ايران، تركيه، تونس و امارات عربي متّحده به عنوان پيشگامان تجربهي باروري پايين در منطقهي خاورميانه و آفريقاي شمالي با ويژگيهاي فرهنگي و تركيبهاي جمعيّتي متفاوت است. اگرچه بررسيهاي موردي بسياري در زمينهي تغييرات جمعيّتشناختي و كاهش باروري در چهار كشور موردنظر صورت گرفته است، امّا بررسي تطبيقي اين تغييرات و روندها و آثار و پيامدهاي گريزناپذير آن در زمينهي سالخوردگي جمعيّت و تغيير ساختار سنّي، كمتر صورت گرفته و به اين ترتيب بررسي حاضر ميتواند اُفقهاي جديدي در مطالعات باروري افتراقي پيشروي جمعيّتشناسان بگشايد. با توجّه به اين كه كشورهاي موردبررسي در سه منطقهي عمدهي آسياي غربي، آفريقاي شمالي و آسياي جنوب مركزي واقع شدهاند، بررسي سطوح و روندهاي باروري در مناطق سهگانه و مقايسهي آن با سطوح و روندهاي جهاني باروري ضروري مينمايد. تمركز مقاله بر زمانبندي گذار باروري، آهنگ كاهش باروري در طول دورهي گذار و روندهاي آيندهي باروري تا نيمهي قرن 21 با تأكيد بر پيامدهاي گريزناپذير باروري پايين مثل سالخوردگي جمعيّت، تغيير ساختار سنّي و زنانهشدن جمعيّت سالمند در كشورهاي منتخب است. دادهها و شاخصهاي تحليل بررسي حاضر از نوع تحليل ثانويه است. تحليل سطوح و روندهاي گذشته و آيندهي باروري و نيز تغييرات ساختار سنّي و سالخوردگي جمعيّت مبتني بر برآوردهاي اخير بخش جمعيّت سازمان ملل متّحد[15] (2009) است. اين مجموعه از دادهها برآوردهايي از ميزان باروري كل و درصد جمعيّت در گروههاي مختلف سنّي را همراه با برخي مشخّصههاي جمعيّتي ديگر براي يك دورهي زماني يكصد ساله از 1950 تا 2050 به دست ميدهد. منظور از گذار باروري در اين بررسي وضعيّتي است كه در آن ميزان باروري كل در دامنهاي بين 9/5 تا 3 در نوسان است. به اين ترتيب، دورهاي كه در آن ميزان باروري كل 6 فرزند و بيشتر و يا كمتر از 3 فرزند است به ترتيب وضعيّت باروري طبيعي و كنترلشده ميگوييم. شاخص سالخوردگي نيز از تقسيم جمعيّت 65 ساله و بالاتر بر جمعيّت زير 15 سال ضرب در 100 به دست ميآيد. مقدار به دستآمده براي اين شاخص بيانگر شمار افراد سالخورده به ازاي هر 100 نفر جمعيّت زير 15 سال است. چنانچه مقدار اين شاخص كمتر از 15 باشد، جمعيّت جوان، بين 15 تا 30 ميانسال و بيشتر از 30 سالخورده است (سرايي 1382: 94-93). تحليل منطقهاي سطوح و روندهاي باروري: 2050-1950 در طول نيم قرن گذشته، جهان كاهش قابلتوجّهي در ميزانهاي باروري تجربه نمود. ميزان باروري كل از سطح بالاي 9/4 فرزند براي هر مادر در دورهي 55-1950 به 56/2 فرزند در دورهي 2010-2005 كاهش يافت (سازمان ملل 2009). اگرچه جهان در همان نيمهي نخست دههي 1950 در حال تجربهي گذار باروري بود، امّا مناطق آسياي غربي، آفريقاي شمالي و آسياي جنوب مركزي در وضعيّت باروري طبيعي بودند. كشورهاي آفريقاي شمالي تا سالهاي آغازين دههي 1980 همچنان در شرايط باروري طبيعي بودند، امّا كشورهاي آسياي غربي و آسياي جنوب مركزي از نيمهي دوّم دههي 1960 وارد دورهي گذار باروري شده بودند (شكل 1). به اين ترتيب ميتوان گفت از نظر زمانبندي گذار باروري، كشورهاي آسياي غربي و آسياي جنوب مركزي 15 سال جلوتر از منطقهي آفريقاي شمالي به تجربهي گذار باروري پرداختند. با اين وجود، هر سه منطقه در دورهي 2010-2005 به وضعيّت باروري كنترلشده رسيدند. ميزان باروري كل در دورهي اخير از دستكم 82/2 فرزند براي هر مادر در آسياي جنوب مركزي تا حدّاكثر 95/2 در آسياي غربي در نوسان است. در واقع، مناطق سهگانه با تأخّري 15 ساله نسبت به كلّ دنيا در شرايط باروري كنترلشده قرار گرفتند، زيرا جهان از سالهاي نيمهي دوّم دههي 1990 و آغاز هزارهي سوّم به وضعيّت باروري كنترلشده رسيده بود. به اين ترتيب، ميتوان گفت مناطق سهگانهي موردبررسي در طول 60 سال گذشته سطوح متفاوت امّا روندهاي باروري مشابهي با سطوح و روندهاي جهاني باروري تجربه كردهاند. اگرچه در ابتداي ورود به دورهي گذار همگرايي مناطق آسياي جنوب مركزي و غربي بيشتر از آفريقاي شمالي بوده است، امّا از نيمهي نخست دههي 1990 اختلاف سطح باروري مناطق سهگانه به حدّاقل رسيد، بهطوري كه در سالهاي منتهي به دورهي 2010-2005 منحني سطح باروري اين مناطق به صورت يك خطّ پُررنگ (شكل 1) و بسيار نزديك به سطح باروري جهان ديده ميشود. روندها به روشني بيانگر آن است كه همگرايي باروري در كشورهاي منطقه پديدهي جديدي است كه از سالهاي دههي 1990 به بعد رُخ نموده است. اين نتيجه با يافتههاي حسيني و حقشناس (2009) مبني بر همگرايي باروري كشورهاي مسلمان همخواني دارد. شكل (1) ـ روندهاي باروري در كلّ دنيا و مناطق آسياي غربي، آفريقاي شمالي و آسياي جنوب مركزي، 2050-1950
برآوردها همچنين نشان ميدهد كه در طول سالهاي پس از دورهي 2010-2005 اختلاف سطح باروري مناطق موردبررسي با كلّ دنيا به حدّاقل خواهد رسيد و به اين ترتيب همگرايي مناطق موردبررسي با سطوح و روندهاي جهاني باروري به پديدهي مسلّط در سالهاي منتهي به نيمهي نخست هزارهي سوّم تبديل خواهد شد. عوامل و مكانيزمهاي اين همگرايي اگرچه در سالهاي اخير موضوع تحقيقات گوناگون بوده و يافتهها از نقش توسعهي انساني و گسترش برنامههاي تنظيم خانواده در اين همگرايي حكايت دارد، امّا هنوز بيان جامعي براي تبيين اين همگراييها در شرايط مختلف و فرهنگهاي گوناگون بهدست داده نشده است. پرسشي كه در اين ارتباط مطرح ميشود و البتّه تحقيقات گستردهاي هم ميطلبد اين است كه آيا اين همگراييها به معني كمرنگشدن نقش فرهنگ و تعلّقات قومي و مذهبي در تعيين سطوح و روندهاي باروري است؟ بر اساس اين يافتهها، آيا ميتوان از جهانيشدن ايدهآلها و رفتارهاي باروري در بسترهاي مختلف اقتصادي ـ اجتماعي، سياسي و فرهنگي سخن راند؟ گذار باروري گذار باروري پديدهاي است كه ابتدا در كشورهاي پيشرفتهي صنعتي تجربه شد. بسياري از مناطق ديگر دنيا هماكنون در حال تجربهي گذار باروري هستند. مدل گذار باروري كه خود بخشي از مدل گذار جمعيّتشناختي است داراي سه مرحله است. در مرحلهي اوّل باروري ثابت و نسبتاً بالاست. مرحلهي دوّم با دورهاي از كاهش باروري دنبال ميشود و نهايتاً در مرحلهي سوّم، باروري ثابت و در سطح نسبتاً پاييني قرار ميگيرد (مورگان[16] و هجون[17] 2005: 231). دورهي پيش از گذار باروري را در اصطلاح وضعيّت باروري طبيعي ميگويند. در شرايط باروري طبيعي، هيچ نوع كنترل ارادي و آگاهانهاي از سوي زوجين براي محدودكردن بُعد خانوار صورت نميگيرد و ميزان باروري كل دستكم 6 فرزند براي هر مادر است. الف) قبل از گذار اين بررسي متمركز بر چهار زيرگروه جمعيّتي در منطقهي خاورميانه و آفريقاي شمالي است. مقايسهي اين كشورها تفاوتهاي معنيداري در تجربيات باروري آنها در طول 60 سال گذشته نشان ميدهد. همهي كشورهاي موردبررسي در دورهي 55-1950 در وضعيّت باروري طبيعي بودهاند. متوسّط ميزان باروري كل كشورها در اين دوره 96/6 فرزند براي هر مادر بوده است. ميزان باروري كل در ايران با 7 فرزند براي هر مادر اندكي بالاتر از ساير كشورها بوده است. اين باروري بالا در همهي كشورها تا سالهاي نيمهي دههي 1960 استمرار داشته است، اگرچه در تركيه از سالهاي منتهي به دههي 1960 باروري سير نزولياش را آغاز نموده بود (جدول 1). بهطور كلّي، سطح باروري كشورها در دورهي قبل از گذار نوسانات زيادي نشان نميدهد. بونگارت بر اين باور است كه قبل از آغاز گذار باروري، ميزان باروري كل عمدتاً به تغييرات در توسعه غيرحسّاس است (بونگارت 2002: 12-11). اين الگوي باروري منطبق با شرايط باروري طبيعي است. پيمايشهاي باروري در كشورهاي قبل از گذار باروري بيانگر آن است كه تنها نسبت بسيار كوچكي از زنان از طريق استفاده از روشهاي پيشگيري از حاملگي اقدام به محدودنمودن بُعد خانوار ميكنند و تفاوت در باروري بيشتر ناشي از تفاوت در تعيينكنندههاي بلافصل باروري است تا استفاده از روشهاي پيشگيري از حاملگي (بونگارت و پاتر[18] 1983: 10). ب) آغاز گذار زمانبندي و آغاز گذار باروري در كشورهاي موردبررسي متفاوت از يكديگر است. استمرار روندهاي نزولي باروري در تركيه كه از سالهاي دههي 1960 شروع شده بود سبب شد تا اين كشور در دورهي 1970-1965 در وضعيّت باروري درحالگذار قرار بگيرد (جدول 1). پس از تركيه، تونس و امارات عربي متّحده با تأخّري 10 ساله در دورهي 80-1975 وارد دورهي گذار باروري شدند. تجربهي گذار باروري در ايران به سالهاي نيمهي دوّم دههي 1980 برميگردد. با اين وجود، اختلاف سطح باروري ايران با سه كشور ديگر موردبررسي در دورهي اخير قابلتوجّه است. بونگارت و جانسون[19] (2002) از تحليل سريهاي زماني استفاده از وسايل پيشگيري از حاملگي در كشورهاي مختلف نتيجه گرفتند كه آغاز گذار باروري با افزايش ميزان استفاده از وسايل پيشگيري از حاملگي از سطوح خيلي پايين در ارتباط است. بونگارت (2002: 12) بر اين باور است كه كشورها گذار باروري را زماني آغاز ميكنند كه سطح توسعهي آنها افزايش پيدا ميكند. البتّه بونگارت استدلال مي كند كه آستانهي مشخّصي از توسعه براي آغاز گذار باروري وجود ندارد. مقادير نمرهي توسعهي انساني براي كشورهاي موردبررسي در سال 1985 نيز در تأييد ادّعاي بونگارت است. بر اساس گزارش برنامهي توسعهي سازمان ملل متّحد (2007)، در سال 1985 امارات عربي متّحده با 786/0 بالاترين و ايران با 612/0 پايينترين نمرهي توسعهي انساني را در ميان كشورهاي موردبررسي داشتهاند. تركيه و تونس نيز به ترتيب با 650/0 و 623/0 در دامنهاي بين دو حد قرار داشتهاند. در حالي كه همانطور كه گفته شد، امارات عربي متّحده با بالاترين نمرهي توسعهي انساني در سال 1985، سوّمين كشوري است كه بعد از تركيه و تونس وارد دورهي گذار باروري شده است. جدول (1) ـ ميزان باروري كل در جهان، مناطق سهگانه و چهار كشور منتخب خاورميانه و آفريقاي شمالي، 2050-
منبع: بخش جمعيّت سازمان ملل متّحد 2009. تجربهي گذار باروري و استمرار روندهاي نزولي باروري در كشورهاي موردبررسي سبب شد تا ابتدا تونس و سپس ايران به ترتيب به باروري زير و در سطح جايگزيني در دورهي 2005-2000 برسند. تجربهي اين سطح از باروري در كشورهاي امارات و تركيه به دورهي 2010-2005 برميگردد. در دورهي اخير، ميزان باروري كل در كشور امارات به زير سطح جايگزيني (9/1 فرزند براي هر مادر) و در كشور تركيه به سطح جايگزيني (1/2 فرزند براي هر مادر) رسيد (شكل 2). به اين ترتيب، در مقايسهي كشورهاي موردبررسي در دورهي 2010-2005 تركيه تنها كشوري است كه باروري سطح جايگزيني و كشورهاي ايران، تونس و امارات عربي متّحده به ترتيب با ميزان باروري كلّ 83/1، 86/1 و 95/1 فرزند براي هر مادر، باروري زير سطح جايگزيني را تجربه ميكنند. بر اين اساس، ميتوان در مقياس منطقهاي كشورهاي موردبررسي را به عنوان پيشگامان تجربهي باروري پايين قلمداد نمود. روندهاي آيندهي باروري برآوردها به روشني از ورود كشورهاي موردبررسي به مرحلهي پس از گذار باروري، وضعيّت باروري كنترل شده، حكايت دارد. پرسشي كه در اين ارتباط معمولاً از سوي سياستگذاران مطرح ميشود اين است كه آيا روندهاي نزولي باروري استمرار خواهد يافت؟ پيشبيني روندهاي آيندهي باروري در وضعيّت كنوني چندان آسان نمينمايد. در كوتاهمدّت انتظار ميرود در نتيجهي افزايش مشكلات اقتصادي و تورّم تمايل به داشتن يك فرزند ديگر و نيز تأخير در ازدواج همچنان به كاهش ميزان باروري كل منجر شود. بدون ترديد، در چنين شرايطي افزايش پوشش خدمات تنظيم و گسترش استفاده از روشهاي پيشگيري از حاملگي ميتواند نقش مهمّي در استمرار باروري در سطح پايين داشته باشد. بررسيها نشان ميدهد احتمال افزايش استفاده از وسايل پيشگيري از حاملگي در ميان خانوارهايي كه بيشتر تحت تأثير بحرانهاي اقتصادي گرفتهاند در مقايسه با آنهايي كه كمتر تأثير پذيرفتهاند، بيشتر است. در بلندمدّت، با توجّه به زمينههاي اجتماعي فرهنگي و باورداشتهاي ديني ساكنين كشورهاي موردبررسي بهنظر ميرسد باروري در حول وحوش باروري سطح جايگزيني نوسان داشته باشد. البتّه عوامل ديگري نظير تغيير در سياستهاي جمعيّتي دولتها و در نتيجه تغيير الگوها و روندهاي ازدواج ميتواند تأثيرگذار باشد. برآوردهاي بخش جمعيّت سازمان ملل آنگونه كه در جدول 1 ديده ميشود نشان ميدهد كه از سال 2010 به بعد اختلاف سطح باروري كشورهاي موردبررسي به حدّاقل خواهد رسيد. استمرار اين روندها از سالهاي منتهي به دههي سوّم قرن 21 به همگرايي كامل كشورها در سطوح و روندهاي باروري منجر خواهد شد. از سال 2025 به بعد شاهد تثبيت باروري در سطح پايين 85/1 فرزند براي هر مادر تا نيمهي قرن 21 هستيم. در واقع، ثبات باروري در سطح پايين 85/1 فرزند براي هر مادر در همهي كشورها موردبررسي پديدهي مسلّط در طول 25 سال منتهي به نيمهي قرن 21 خواهد بود. با توجّه به تنوّع قومي و فرهنگي و مذهبي در كشورهاي موردبررسي، بررسي تطبيقي اين همگرايي و عوامل و تعيينكنندههاي آن ضروري مينمايد. تجربهي كشورهاي اسلامي نشان ميدهد كه عوامل گوناگوني در گذار باروري و تجربهي باروري در سطح يا زير سطح جايگزيني در آنها نقش داشته است. جونز (2006: 256) نشان داد كه در اندونزي و بنگلادش برنامههاي تنظيم خانواده نقش مهمّي در كاهش چشمگير ميزانهاي مواليد در سطوح نسبتاً پاييني از توسعهي اقتصادي ـ اجتماعي داشته است. در برخي كشورها توسعهي اقتصادي ـ اجتماعي و در بعضي ديگر اجراي برنامههاي تنظيم خانواده در كنار بهبود شاخصهاي توسعهي اقتصادي و اجتماعي عامل اصلي در كاهش باروري بوده است (عرفاني 2005). با تمام اينها، بررسيها نشان ميدهد كه كاهش مستمر باروري و همگرايي باروري در كشورهاي با سطوح بالايي از توسعهي انساني رُخ داده است. حسيني و حقشناس (2009) نشان دادند كه بهبود شاخصهاي توسعهي انساني بهطور مستقيم و غيرمستقيم از طريق گسترش استفاده از روشهاي پيشگيري از حاملگي نقش تعيينكنندهاي در تسريع كاهش باروري و همگرايي كشورهاي اسلامي با سطوح و روندهاي جهاني باروري در دورهي 2005-1990 داشته است. پيامدهاي باروري پايين بهبود چشمگيري در ميزانهاي مرگومير در مقياس جهاني صورت گرفته است. امروزه، انتظار ميرود نوزادي كه چشم به جهان ميگشايد به طور متوسّط 69 سال عمر كند (ادارهي مدارك جمعيّت 2009). با اين وجود، تفاوتهاي قابلملاحظهاي از نظر شاخص اميد زندگي در بدو تولّد در كشورها و مناطق عمدهي دنيا وجود دارد. در حاليكه انتظار ميرود نوزادي كه در كشورهاي توسعهيافته متولّد ميشود كمتر از 77 سال عمر نكند، در كشورهاي آسياي جنوب مركزي، آفريقاي شمالي و آسياي غربي مقدار متوسّط سالهاي موردانتظار عمر براي هر نوزاد به ترتيب 65، 69 و 72 سال است (ادراهي مدارك جمعيّت 2009: 11-10). با افزايش اميد زندگي در بدو تولّد، نابرابري جنسي قابلتوجّهي در بسياري از كشورها و مناطق با باروري پايين بهوجود ميآيد. بر اساس بررسي هاي صورتگرفته، اختلاف اميد زندگي در بدو تولّد زنان و مردان در اروپا، آمريكاي شمالي، استراليا و نيوزيلند در دامنهاي بين 4 تا 8 سال در نوسان است. در مقابل، نابرابري جنسيّتي در مناطق آفريقاي شمالي، آسياي غربي و آسياي جنوب مركزي به اندازهي كشورهاي پيشرفتهي صنعتي نيست. در آسياي جنوب مركزي به خاطر مرگومير بالاي ناشي از منزلت پايين زنان، اميد زندگي در بدو تولّد زنان تا دورهي 1985-1980 تا حدودي پايينتر از مردان بود. امروزه، در اثر بهبود در ميزانهاي مرگومير بهويژه در ميان زنان، اين روند برعكس شده است. البتّه، اين روندها باعث نشده است تا نابرابري جنسيّتي در افزايش اميد زندگي در بدو تولّد خيلي زياد شود. به طور كلّي، نابرابري جنسيّتي در مقدار اميد زندگي در بدو تولّد در مناطق سهگانهي موردبررسي در دامنهاي بين دستكم 2 در آسياي جنوب مركزي و حدّاكثر 5 سال در آسياي غربي در نوسان است. سالخوردگي جمعيّت ابتدا در كشورهاي پيشرفتهي صنعتي تجربه شد (گوباجو 2008: 64). اگرچه گذار از ساختار سنّي جوان به سالخورده در كشورهاي توسعهيافته در يك دورهي زماني طولانيتري صورت گرفت، امّا سرعت سالخوردگي جمعيّت در كشورهاي درحالتوسعهاي كه درحال تجربهي باروري پايين هستند بيشتر خواهد بود. اين سالخوردگي سريع جمعيّت عمدتاً ناشي از كاهش سريع باروري در دهههاي اخير است. سالخوردگي جمعيّت سالخوردگي جمعيّت از پيامدهاي گريزناپذير باروري پايين است. شكل 2 نشان ميدهد كه استمرار كاهش باروري تأثير معنيداري بر افزايش شاخص سالخوردگي داشته و خواهد داشت. همانطور كه ديده ميشود، به موازات كاهش باروري شاخص سالخوردگي به تدريج افزايش نشان ميدهد. روندها از ساختار جوان جمعيّت مناطق موردبررسي تا سال 2010 حكايت دارد. پس از آن تا سال 2030، جمعيّت دورهي ميانسالي را پشتسر خواهد گذاشت و از 2030 به بعد با افزايش مقدار شاخص سالخوردگي به بالاي 30 مناطق موردبررسي به دورهي سالخوردگي جمعيّت خواهند رسيد. تأثير كاهش باروري بر سالخوردگي جمعيّت در مرحلهاي كه كوهورتهاي با باروري بالا به گروههاي سنّي سالخوردهتر ميرسند بيشتر است. شكل (2) ـ ميزان باروري كل و شاخص سالخوردگي در مناطق سهگانه، 2050-1950
بهبود در ميزانهاي مرگومير نه تنها به افزايش اميد زندگي در بدو تولّد منجر ميشود، بلكه همچنين به افزايش شمار سالهايي كه انتظار ميرود افراد سالمند بيشتر عمر كنند ميافزايد. اين بهبود در ميزانهاي مرگومير افراد سالخورده به سالخوردگي بيشتر جمعيّت كمك خواهد كرد. چنانچه دقّت كنيد در طول زمان و با استمرار روندهاي نزولي باروري تا زير سطح جايگزيني، منحني شاخص سالخوردگي افزايش نشان ميدهد، به طوري كه در نيمهي قرن 21 به رقمي حدود 67 درصد خواهد رسيد. در واقع، در نيمهي قرن 21 به ازاي هر 100 نفر جمعيّت زير 15 سال در مناطق سهگانهي موردبررسي، حدود 67 نفر افراد 65 ساله و بالاتر وجود خواهند داشت. شكل 3 روند سالخوردگي جمعيّت را بر حسب تغييرات ميزان باروري كل در كشورهاي موردبررسي در طول دورهي 2050-1950 نشان ميدهد. همانطور كه ميبينيد، منحنيهاي باروري و سالخوردگي جمعيّت در همهي كشورها به طور همزمان و در يك مقطع زماني يكديگر را قطع نميكنند. اگرچه همهي كشورها در دورهي 2010-2005 داراي باروري در سطح يا زير سطح جايگزيني هستند، امّا مقدار شاخص سالخوردگي در سال 2010 از دستكم 24/5 در امارات متّحدهي عربي تا حدّاكثر 4/29 در تونس در نوسان است. روندها گوياي آن است كه تا سال 2025 سه كشور تونس، تركيه و ايران به ترتيب وارد دورهي سالخوردگي جمعيّت خواهند شد. امارات عربي متّحده نيز از سال 2030 به بعد وارد دورهي سالخوردگي خواهد شد. شكل (3) ـ كاهش باروري و سالخوردگي جمعيّت در كشورهاي موردبررسي، 2050-1950
تفاوت در زمانبندي سالخوردگي جمعيّت توسّط كشورهاي موردبررسي بيانگر آن است كه آغاز گذار باروري تنها تعيينكنندهي سالخوردگي جمعيّت نيست. سرعت كاهش باروري در طول دورهي گذار عامل ديگري است كه در اين زمينه تعيينكننده است. اصولاً كشورهايي كه باروري آنها با سرعت بيشتري در طول دورهي گذار كاهش يافته است، در فاصلهي زماني كوتاهتري وارد دورهي سالخوردگي جمعيّت خواهند شد. براي مثال، هرچند تركيه اوّلين كشوري بود كه در نيمهي دوّم دههي 1960 وارد دورهي گذار باروري شده بود، ولي در سال 2010 هنوز در مرحلهي ميانسالي قرار دارد. در مقابل، تونس كه با تأخّري 10 ساله و در نيمهي دههي 1970 وارد دورهي گذار شده بود، به خاطر سرعت كاهش باروي در مراحل آغازين گذار به پايان مرحلهي ميانسالي و آغاز ورود به دورهي سالخوردگي جمعيّت در سال 2010 رسيد. مقايسهي آهنگ كاهش باروري اين دو كشور در مراحل آغازين گذار در تأييد اين ادّعاست. بر اساس محاسبات صورتگرفته، از زمان ورود تركيه به دورهي گذار باروري در نيمهي دوّم دههي 1960، ميزان باروري كل در اين كشور با 4/62 درصد كاهش از 67/5 به 13/2 در دورهي 2010-2005 رسيده است. در مقابل، در تونس كه با تأخّري 10 ساله و در ميانهي دههي 1970 وارد دورهي گذار باروري شد، ميزان باروري با 3/67 درصد كاهش از 69/5 در ابتداي ورود به دورهي گذار به 86/1 در دورهي 2010-2005 رسيد. به بيان ديگر، سرعت و آهنگ كاهش باروري در هنگام ورود به دورهي گذار نقش مهمّي در گذار از ساختار سنّي جوان به سالخورده خواهد داشت. نتايج بهدستآمده در تأييد نتايجي است كه گوباجو (2008: 67) در منطقهي آسيا و اقيانوسيه بهدست آورد. بر اساس اين بررسي، كشورهايي كه باروري در آنها با سرعت بيشتري كاهش يافته است، افزايش بيشتري در شمار افراد سالمند تجربه كردهاند. نتايج همچنين حاكي از آن است كه بين سالهاي 2010 و 2050، افزايش معنيداري در نسبت افراد سالخورده به جمعيّت زير 15 سال صورت خواهد گرفت، به طوري كه شاخص سالخوردگي از ارقامي كمتر از 30 درصد در سال 2010 به دستكم 92 درصد در سال 2050 خواهد رسيد. بنابراين، ميتوان گفت سالخوردگي جمعيّت پديدهي جمعيّتشناختي مسلّط در كشورهاي موردبررسي در نيمهي قرن 21 خواهد بود. در آن زمان، سهم افراد 65 ساله و بالاتر از كلّ جمعيّت در دامنهاي بين 13 درصد در امارات عربي متّحده و 8/20 درصد در تونس در نوسان خواهد بود. سالخوردگي جمعيّت تنها نتيجهي باروري پايين در بلندمدّت نيست. افزايش طول عمر و نابرابري جنسيّتي در افزايش اميد زندگي در بدو تولّد و نيز رشد سريعتر جمعيّت سالمند، به افزايش نسبت وابستگي بزرگسالان و زنانهشدن جمعيّت سالمند منجر خواهد شد. در مقابل، يك جمعيّت سالخورده در نهايت منجر به كاهش رشد جمعيّت كل به طور كلّي و جمعيّت واقع در سنين كار و فعّاليت به طور خاص خواهد شد. يك ساختار سنّي سالخورده نيروي محرّكهي لازم براي كاهش جمعيّت را فراهم ميسازد، درست به همان صورتي كه يك ساختار سنّي جوان نيروي محرّكهي افزايش جمعيّت را فراهم ميسازد. تغييرات در ساختار سنّي و جنسي يكي از پيامدهاي باروري پايين تغييرات چشمگير در ساختار سنّي جمعيّت يك كشور است. از طرفي، نسبت جمعيّت زير 15 سال به طور مستمر كاهش مييابد، در حاليكه از سوي ديگر، نسبت جمعيّت 65 ساله و بالاتر افزايش خواهد يافت. در مقياس جهاني، نسبت جمعيّت جوان (زير 15 سال) و سالخورده (65 ساله و بالاتر) در طول ؟ سال آينده همديگر را قطع خواهند كرد. با اينحال، زمانبندي اين تقاطع بستگي به زمانبندي و سرعت گذار جمعيّتشناختي دارد. اگر گذار جمعيّتشناختي زودتر و با سرعت بيشتري تجربه شده باشد، سرعت گذار نسبت جمعيّتهاي جوان و سالخورده نيز بيشتر خواهد بود. مناطق سهگانهي موردبررسي نيز گذار چشمگيري در نسبت جمعيّتهاي جوان و سالخورده در طول 40 سال آينده از 2010 تا 2050 تجربه خواهند نمود. در طول اين دوره، انتظار ميرود نسبت جمعيّت 65 ساله و بالاتر با 9/2 برابر افزايش از 66/4 در سال 2010 به 4/13 در سال 2050 برسد، در حاليكه نسبت جمعيّت جوان با 9/35 درصد كاهش از 4/31 درصد به 1/20 درصد خواهد رسيد. با اينحال، در نتيجهي گذار زودتر و سريعتر باروري، جمعيّت سالخورده در تونس زودتر از ساير كشورهاي موردبررسي و در فاصلهي سالهاي 2045-2040 از جمعيّت جوان پيشي ميگيرد. در كشورهاي ايران و تركيه انتظار ميرود كه نسبت جمعيّت سالخورده از جمعيّت جوان در دورهي 2050-2045 پيشي بگيرد (جدول 2). با اينحال، در مقايسهي كشورهاي ايران و تركيه در نيمهي قرن 21، سهم جمعيّت سالخورده از كلّ جمعيّت در ايران به خاطر سرعت كاهش باروري در طول دورهي گذار بيشتر از تركيه خواهد بود. با تمام اينها، برآوردها نشان ميدهد كه در كشور امارات عربي متّحدّه، سهم جمعيّت سالخورده از كلّ جمعيّت همچنان كمتر از جمعيّت جوان در نيمهي قرن 21 خواهد بود. كاهش باروري در بلندمدّت همچنين باعث افزايش و سپس كاهش نسبت جمعيّت واقع در سنين كار و فعّاليت (64-15 سال) خواهد شد. در مقياس منطقهاي، نسبت جمعيّت واقع در اين گروه سنّي در آسياي جنوب مركزي طيّ سالهاي 2010 تا 2040 همچنان افزايش خواهد داشت، امّا از سال 2045 به بعد سير نزولي را آغاز خواهد نمود. در آسياي جنوب غربي در طول 25 سال آينده سهم جمعيّت 64-15 ساله از كلّ جمعيّت همچنان افزايش خواهد يافت و از سال 2035 سير نزولي خواهد يافت. به اين ترتيب، آفريقاي شمالي تنها منطقهاي است كه نسبت جمعيّت واقع در سنين كار و فعّاليت آن در طول 35 سال آينده همچنان افزايش خواهد يافت تا بالاخره در دورهي 5 سالهي منتهي به نيمهي قرن 21 سير نزولي را آغاز خواهد كرد. بر اساس اطّلاعات مندرج در جدول 2، زمانبندي افزايش و كاهش جمعيّت واقع در سنين كار و فعّاليت در كشورهاي موردبررسي و نيز سهم جمعيّت اين گروه سنّي از كلّ جمعيّت اين كشورها در ميانهي قرن 21 متفاوت از هم ميباشد. در تونس جمعيّت واقع در اين گروه سنّي از سال 2015 به بعد سير نزولي خواهد يافت. در مقابل، اين روند در ايران تا سال 2035 تقريباً در حدود 71 درصد ثابت خواهد ماند و از آن زمان به بعد سير نزولي را آغاز خواهد كرد. اين در حالي است كه روند افزايش سهم جمعيّت اين گروه سنّي تا سال 2025 خواهد بود و در واقع، اين كشور 10 سال زودتر از ايران با پديدهي كاهش جمعيّت واقع در سنين كار و فعّاليت مواجه خواهد شد. در امارات عربي متّحده نيز روندها تا سالهاي دههي 2030 همچنان صعودي خواهد بود.نكتهي درخور تأمّل در مقايسهي كشورها سهم بالاي جمعيّت 64-15 ساله در كشورهاي امارات و ايران در مقايسه با تونس و تركيه است. اگرچه در ايران، تركيه و تونس سهم جمعيّت اين گروه سنّي در سال 2050 در دامنهاي بين 6/62 درصد در تونس تا 64 درصد در تركيه نوسان خواهد داشت، امّا رقم متناظر در امارات عربي متّحده 73 درصد و به مراتب بيشتر از كشورهاي ديگر خواهد بود. جدول (2) ـ توزيع نسبي جمعيّت بر حسب گروههاي گستردهي سنّي در كشورهاي منتخب، 2050-2010
منبع: بخش جمعيّت سازمان ملل متّحد 2009. نسبت حمايت بالقوّه[20] اين شاخص نشاندهندهي رابطهي بين شمار جمعيّت واقع در سنّ كار و فعّاليت (64-15 ساله) و شمار افراد سالخورده (65 ساله و بالاتر) است (گوباجو 2008: 71). در مقياس جهاني به ازاي هر فرد سالخورده 8 نفر در سنين كار و فعّاليت هستند (ادارهي مدارك جمعيّت 2009). در مقايسهي مناطق سهگانه، اين شاخص هماكنون از 6/13 در آسياي غربي و آسياي جنوب مركزي تا 9/13 در آفريقاي شمالي در نوسان است. برآوردها نشان ميدهد كه در طول 40 سال آينده اين شاخص با حدود 5/62 درصد كاهش به رقمي در حدود 5 تنزّل خواهد نمود. اگرچه نسبت حمايت بالقوّه در مناطق سهگانه نسبتاً بالاست، امّا تفاوتهاي مهمّي را ميتوان در سطح كشورها مشاهده نمود. شكل 4 نسبت حمايت بالقوّه را براي كشورهاي موردبررسي در مقاطع زماني موردنظر نشان ميدهد. شکل (4) ـ نسبت حمایت بالقوّه بر حسب کشور
همانطور كه ميبينيد، در كشور امارات عربي متّحده هماكنون به ازاي هر فرد واقع در سنين سالخوردگي حدود 80 نفر جمعيّت واقع در سنّ كار و فعّاليت وجود دارد. نسبتهاي متناظر در ساير كشورها در دامنهاي بين 5/10 در تونس تا حدود 15 در ايران نوسان دارد. در طول 40 سال آينده اين نسبت در كشور امارات افت شديدي خواهد نمود و با 93 درصد كاهش به 6/5 در سال 2050 خواهد رسيد. به خاطر پايينبودن اين نسبت در سه كشور ديگر مورد بررسي، ميزان كاهش در آنها طيّ 40 سال آينده در مقايسه با امارات خيلي محسوس نخواهد. با اين وجود، مقادير اين شاخص در هر چهار كشور مورد بررسي در دامنهاي بين دستكم 3 تا حدّاكثر 6/5 در نوسان خواهد بود. زنانهشدن جمعيّت سالمند يكي ديگر از پيامدهاي باروري پايين و بهبود اميد زندگي در بدو تولّد زنانهشدن جمعيّت سالمند است. نابرابري جنسيّتي در بهبود شاخص اميد زندگي در بدو تولّد به افزايش شمار زنان در سنين سالخوردگي منجر خواهد شد. جدول 3 نشان ميدهد كه در كشور تركيه نسبت جنسي در سنين سالخوردگي در طول 40 سال آينده تقريباً در حدود 80 ثابت خواهد ماند. در تونس اگرچه در طيّ 20 سال آينده روندها در جهت زنانهشدن جمعيّت سالمند خواهد بود، امّا از سال 2030 به بعد نسبت جنسي در سنين سالخوردگي با يك افزايش نامحسوس از 5/78 به حدود 80 خواهد رسيد. در ايران، اگرچه هماكنون دادهها از فزوني زنان بر مردان در سنين 65 به بالا حكايت دارد، امّا در طول 40 سال آينده روندها به گونهاي خواهد بود كه شمار زنان 65 ساله و بالاتر بيشتر از مردان خواهد شد. روند تغييرات در تركيب جنسي جمعيّت سالمند امارات عربي متّحده در طول 40 سال آينده متفاوت از سه كشور ديگر است. همانطور كه ميبينيد، در تمام طول دوره، به ازاي هر 100 زن واقع در سنين 65 سال و بالاتر شمار بيشتري مرد 65 ساله و بيشتر وجود خواهد داشت. به اين ترتيب، در نيمهي قرن 21 زنانهشدن جمعيّت سالمند در همهي كشورها به استثناي امارات عربي متّحده رُخ خواهد نمود. شمار بيشتر زنان در سنين سالخوردگي منعكسكنندهي سطوح بالاي بيوهگي و مشكلات گوناگون مرتبط با آن ميباشد. اين پديده ميتواند ناشي از اختلاف سنّي زوجين به هنگام ازدواج و اميد زندگي در بدو تولّد بالاتر زنان در مقايسه با مردان باشد. بر اساس برآوردهاي بخش جمعيّت سازمان ملل متّحد، اختلاف اميد زندگي در بدو تولّد دو جنس در كشورهاي موردبررسي در سال 2010 از دستكم 2/2 سال در امارات عربي متّحده تا حدّاكثر 9/4 در تركيه در نوسان است. پيشبيني ميشود در طول زمان اختلاف اميد زندگي در بدو تولّد زنان و مردان، به استثناي تركيه، در ساير كشورهاي موردبررسي تا حدودي افزايش بيابد. جدول (3) ـ روند تغييرات نسبت جنسي در جمعيّت 65 ساله و بالاتر، 2050-2010
منبع: محاسبهشده بر مبناي برآوردهاي بخش جمعيّت سازمان ملل 2009. از آنجا كه امكان اشتغال زنان در بخش رسمي كمتر است، سالهاي كار و فعّاليت آنها كوتاهتر و درآمدشان نيز كمتر است. زنان همچنين درآمد كافي از محلّ بازنشستگي يا مهارتهاي شغليشان براي حمايت از خود در سنين سالخوردگي ندارند. اين واقعيّتها در كنار مسايل ديگري چون تفاوتهاي جنسيّتي در زمينهي تحصيلات و سوادآموزي، فقر و منزلت كاركردي، مسايل ديگري بر زنان سالمند تحميل خواهد نمود (گوباجو 2008: 73). بحث و نتيجهگيري باروري پايين و استمرار آن ويژگي مسلّط كشورهاي موردبررسي در طول 40 سال آينده خواهد بود. سالخوردگي جمعيّت، تغيير ساختار سنّي جمعيّت و زنانهشدن جمعيّت سالمند از پيامدهاي گريزناپذير اين پديده است. در اين مقاله تلاش شد تا ضمن بررسي سطوح و روندهاي باروري در كشورهاي موردبررسي در طول نيمهي دوّم قرن بيستم، روندهاي آيندهي باروري در اين كشورها در طول نيمهي نخست قرن 21 مورد بررسي قرار بگيرد. به اين ترتيب، ضمن بررسي زمانبندي گذار باروري و آهنگ تغييرات باروري در طول دورهي گذار، تلاش كردم تا به بررسي تطبيقي برخي از آثار و پيامدهاي باروري در سطح پايين در كشورهاي موردبررسي بپردازم. بر اساس نتايج بهدستآمده تفاوتهاي معنيداري در تجربيات باروري كشورها در طول 60 سال گذشته وجود داشته است. همهي كشورها تا سالهاي نيمهي دههي 1960 در وضعيّت باروري قبل از گذار بودهاند. با اين وجود، زمانبندي گذار باروري در كشورهاي موردبررسي متفاوت است. تركيه پيشگام ورود به دورهي گذار باروري در سالهاي نيمهي دوّم دههي 1960 بوده است. پس از تركيه، تونس و امارات عربي متّحده با تأخّري 10 ساله وارد دورهي گذار باروري شدهاند. در ايران نيز تجربهي كاهش مستمرّ باروري به سالهاي نيمهي دوّم دههي 1980 برميگردد. بر اساس نتايج بهدستآمده، تجربهي گذار باروري در كشورهاي موردبررسي در سطوح متفاوتي از توسعهي انساني صورت گرفته است. بنابراين، ميتوان گفت هيچ آستانهي مشخّصي از توسعه براي آغاز گذار باروري در كشورهاي موردبررسي وجود ندارد. نتايج همچنين نشان ميدهد كه تجربهي باروري در سطح يا زير سطح جايگزيني منطبق با زمانبندي گذار باروري در كشورهاي موردبررسي نبوده است. دو دليل عمده را در اين زمينه ميتوان عنوان كرد. نخست، تفاوت در سطح باروري قبل از آغاز گذار باروري و دوّم، تفاوت در آهنگ تغييرات باروري در كشورهاي موردبررسي پس از ورود به دورهي گذار. يافتههاي اين بررسي همچنين حاكي از آن است كه استمرار روندهاي نزولي باروري از سالهاي منتهي به دههي سوّم قرن 21 به همگرايي كامل كشورها در سطوح و روندهاي باروري منجر خواهد شد. از سال 2025 به بعد نيز باروري در سطح 85/1 فرزند براي هر مادر تثبيت خواهد شد. تغييرات جمعيّت در هر كشور و منطقهاي داراي ابعاد كمّي و كيفي است كه خود بر بسياري ديگر از جنبههاي زندگي انسان تأثير ميگذارد. گذار باروري و تجربهي باروري در سطح پايين به تغيير ماهيّت مسايلي كه كشورها با آن مواجه خواهند شد منجر شده است. چنانچه خوشبينانه نگاه كنيم، كشورهاي موردبررسي از طرفي بايستي خود را براي استفاده و بهرهگيري از پيامدهاي مثبت باروري پايين و افزايش سرمايهگذاري در كيفيّت زندگي جمعيّتشان و از سوي ديگر، رويارويي با پيامدهاي منفياي كه هيچ كشوري را از آن گريزي نيست آماده كنند. باروري پايين پيامدهاي گريزناپذيري در زمينهي سالخوردگي جمعيّت، تغيير در ساختار سنّي و جنسي، كاهش حمايت بالقوّه از سالمندان و در نهايت زنانهشدن جمعيّت سالمند خواهد داشت. نتايج نشان ميدهد كه سالخوردگي جمعيّت پديدهي مسلّط در نيمهي قرن 21 خواهد بود. با اينحال، يافتهها از تفاوت در زمانبندي سالخوردگي جمعيّت در كشورهاي موردبررسي حكايت دارد. بهنظر ميرسد زمانبندي گذار باروري و سرعت كاهش باروري در طول دورهي گذار دو عامل مهم و تعيينكننده در اين زمينه هستند. نتايج همچنين از تغيير ساختار سنّي جمعيّت كشورهاي موردبررسي حكايت دارد. زنانهشدن جمعيّت سالمند پديدهاي است كه در نيمهي قرن 21 در همهي كشورها به استثناي امارات عربي متّحده رُخ خواهد نمود. جمعيّت سالمند فشار زيادي بر نظام مراقبت بهداشتي و حمايت اقتصادي ـ اجتماعي خواهد گذاشت. افزايش حجم جمعيّت سالمند از يك طرف و كاهش شمار جمعيّت جوان از سوي ديگر، به كاهش شمار مراقبتكنندگان از جمعيّت سالمند منجر خواهد شد. هرچند سالمندان ممكن است داراي منابع مالي لازم براي حمايت از خود باشند، ولي آنها نيازمند مراقبتهاي فيزيكي روزانه هستند. زنانهشدن جمعيّت سالمند سبب ميشود تا امنيّت اجتماعي و مالي و شرايط بهداشتي زنان سالمند به يكي از مسايل عمدهي پيشروي جوامع سالخورده تبديل شود. با توجّه با نابرابريهاي جنسيّتي عميقي كه در زمينهي سوادآموزي و مشاركت در نيروي كار كشورهاي خاورميانه و آفريقاي شمالي وجود دارد، احتمال وابستگي زنان به اعضاي خانواده و برنامههاي عمومي بهويژه در سنين سالخوردگي و در شرايط بيماري و ناتواني بيشتر است. همانطور كه ديديم، يكي از پيامدهاي باروري پايين در كشورهاي موردبررسي تغيير در ساختار سنّي جمعيّت است. استمرار باروري در سطح يا زير سطح جايگزيني در نهايت نه تنها به كاهش جمعيّت واقع در سنين كار و فعّاليت بلكه به كاهش كلّ جمعيّت نيز منجر خواهد شد. با توجّه به تجربهي كشورهاي با باروري پايين، پيشبيني پيامدهاي اين پديده امري اجتنابناپذير است. با اينحال، در ايران كه هماكنون در حال تجربهي باروري زير سطح جايگزيني است، هنوز هيچ سياست جمعيّتي جامعي براي رويارويي با پيامدهاي باروري پايين در آينده وجود ندارد. در حاليكه، مسايل مرتبط با سالخوردگي جمعيّت و سياستگذاري براي سالمندان فرآيندي زمانبر است كه خود به چند دهه برنامهريزي نياز دارد. علاوه بر اين، بايد توجّه كنيم كه نيازهاي افراد سالمند در حال تغيير است. بنابراين، در طرّاحي سياستهاي مرتبط با سالمندان بايستي به ويژگيهاي اقتصادي ـ اجتماعي درحالتغيير آنها توجّه داشت. عليرغم آنچه گفته شد، نبايد از منافع تغيير ساختار سنّي جمعيّت غافل ماند. همانطور كه ديديم، كاهش باروري و بهبود شاخص اميد زندگي در بدو تولّد، بهطور موقّت به افزايش حجم نسبي نيروي كار و گشودن پنجرهي جمعيّتشناختي به روي كشورها منجر ميشود. بدون ترديد، اتّخاذ سياستهاي مناسب اقتصادي و اجتماعي از سوي كشورهاي موردبررسي سبب خواهد شد تا اين پاداش جمعيّتشناختي به رشد اقتصادي منجر شود. منابع سرايي، حسن. (1382). روشهاي مقدّماتي تحليل تركيب و توزيع جمعيّت با تأكيد بر تركيب سنّي جمعيّت ـ تهران: انتشارات دانشگاه علّامه طباطبايي. Abbasi-Shavazi, MJ., and Gavin W. Jones. (2001). Socio-Economic and Demographic Setting of Muslim Populations, Working Papers in Demography, No. 86. Bongaarts, John. (2002). The End of the Fertility Transition in the Developing World, Working Paper, Population Council, Population Research Division. Bongaarts, John. and Robert G. Potter. (1983). Fertility, Biology, and Behavior: An Analysis of the Proximate Determinants, New York: Academic Press. Bongaarts, John, and Elof Johansson. (2002). Future Trends in Contraceptive Prevalence and Method Mix in the Developing World, Studies in Family Planning, 33(1): 24-36. Caldwell, Bruce K., and John C. Caldwell. (2003). Below-replacement Fertility: Determinants and Prospects in South Asia, Journal of Population Research, Vol. 20, No. 1, PP. 19-34. Ching-lung, Tsay. (2003). Below-replacement Fertility and Prospects for Labour Force Growth in Taiwan, Journal of Population Research, Vol. 20, No. 1, PP. 67-87. Erfani, A. (2005). Shifts in Social Development and Fertility Decline in Iran: A Cluster Analysis of Provinces:1986-1996, Population Studies Center, http://www.ssc.uwo.ca/sociology/popstudies/dp/dp05-12.pdf, 2006-06-25. Gubhaju, Bhakta B, and Yoshie Moriki-Durand. (2003). Below-replacement Fertility in East and Southeast Asia: Consequences and Policy Responses, Journal of Population Research, Vol. 20, No. 1, PP1-18. Gubhaju, Bhakta B. (2008). Fertility Transition and Population Ageing in the Asian and Pacific Region, Asia-Pacific Population Journal, Vol. 1, No. 2, PP. 55-80. Hosseini, Hatam, and Nader Moti Haghshenas. (2009). Dynamics of Development and Fertility Convergence in Muslim Countries, Paper Accepted for Presentation at the 26th IUSSP Population Conference, Marrakech, Morocco, 27 September – 2 October 2009. Jones, Gavin W. (2006). A Demographic Perspective on the Muslim World, Journal of Population Research, Vol. 23, No. 2, PP. 243-265. Moghadam, Valentine M., and Farzaneh Roudi-Fahimi. (2005). Reforming Family Laws to Promote Progress in the Middle East and North Africa, Population Reference Bureau. Morgan, S. Philip., and Kellie J, Hagewen. (2005). Fertility in: Handbook of Population, edited by Dudley L. Poston., and Michael Micklin. (2005). Kluwer Academic/Plenum Publisher, New York. Population Reference Bureau. (2009). 2009 World Population Data Sheet, New York. Prachuabmoh, Vipa., and Preeya Mithranon. (2003). Below-replacement Fertility in Thailand and its Policy Implications, Journal of Population Research, Vol. 20, No. 1, PP. 35-50. Roudi-Fahimi, Farzaneh., and Lori Ashford. (2005). Investing in Reproductive Health to Achieve Development Goals: The Middle East and North Africa, Population Reference Bureau. United Nations. (2007). Human Development Report 2007/2008, fighting climate change, human solidarity in a divided world, United Nations Development Programme, New York.
[1]. Bongaarts,[2]. Meddle East and North Africa (MENA),[3]. Demographic Transition,[4]. Population Ageing,[5]. Feminization of the Elderly Population,[6]. Gubhaju,[7]. Moriki-Durand,[8]. Caldwell,[9]. Prachuabmoh,[10]. Mithranon,[11]. Ching-Lung,[12] . Roudi,[13] . Jones,[14] . Chow,[15] . United Nation Population Division,[16] . Morgan,[17] . Hagewen,[18] . Potter,[19] . Johansson,[20] . Potential Support Ratio نسخهی اوّل این مقاله در اوّلین کنفرانس انجمن جمعیّت آسیا در دهلی نو در کشور هندوستان در سال 2010 ارایه شد. نسخهی نهایی آن در نشریهی "کتاب ماه علوم اجتماعی"، ویژهی جمعیّتشناسی، سال پانزدهم، دورهی جدید، شمارهی 42 و 43، شهریور و مهر 1390، صص 97-84 چاپ شده است. برای دسترسی به فایل این شمارهی کتاب ماه به صورت پی دی اف، اینجا کلیک کنید. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 13 مهر 1390 ، 04:19 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پویایی جمعیّت در کشورهای مسلمان. این کتاب را انتشارات اسپرینگر در 27 مارس 2012 منتشر کرده است. کتاب "پویایی جمعیّت در کشورهای مسلمان" با مقدّمهی هانس گراس و سیزا ـ پوزا در چهار بخش سازماندهی شده است. هر بخش متشکّل از چند فصل است. هر یک از فصلهای کتاب به یکی از موضوعات جمعیّتی در کشورهای منتخب مسلمان اختصاص یافته است. دو فصل از این کتاب با عنوان "تحصیلات زنان و باروری در کشورهای مسلمان" و "گذار ...
Rapid: برنامهاي براي بررسي تأثيرات اقتصادي اجتماعي رشد جمعيّت. مُدل تأثيرات اقتصادي اجتماعي اسپکتروم موسوم به RAPID برنامهاي رايانهاي براي پيشبيني شاخصهاي اقتصادي اجتماعي کشورها يا مناطق است. اجراي اين برنامه مستلزم دسترسي به اطّلاعاتي دربارهي شاخصهاي مختلف اقتصادي و اجتماعي مانند ميزان مشارکت در نيروي کار، ميزان ثبتنام در مقطع ابتدايي، شمار سرانهي پرستار و ... است. سپس اطّلاعات مورد اشاره با پيشبينيهاي جمعيّتي حاصل از مُدل DemProj تركيب شده و براي پيشبيني نيازهاي آيندهي